در واقع یکی از روشنترین تمایزات میان "قدرت" و "اقتدار" این است که قدرت همیشه نیازمند تعداد است، حال آنکه اقتدار میتواند بدون عده و لشکر نیز به حیات خود ادامه دهد چون متکی به اسباب و ادوات خشن نیست.
قدرت، جنسش سخت و خشن است اما جنس اقتدار، نرم است.
از سوی دیگر اقتدار، بدون استفاده از خشونت هم با اکثریتی که محدود به حدود قانون است، یعنی دموکراسی دارای قانون اساسی، میتواند بدون پایمالکردن حقوق اقلیتها و خفهکردن رعب انگیز عقاید مخالف، دوام و بقا بیابد. اما قدرت بدون نمایش خشونت عریان و سرکوب مخالفان و عقایدشان، قابل دوام و بقا نیست. پشتوانه اقتدار به قوت منطقاش است، حال آنكه قدرت به نمايش مولفههايش از جمله ارعاب و خشونت متكی است. مأمن اقتدار، بطن جامعه است، در حاليكه مأمن قدرت در پادگانها است. مهمترين حاميان اقتدار، نخبگان جامعه و مهمترين حاميان قدرت، واماندگان اجتماعی مسلح شده هستند»
📚کتاب شنیداریِ ”خشونت”
اثر: هانا آرنت
ترجمۀ عزتالله فولادوند
🔴اقتدار، قدرت، خشونت
@tahlilvarasad
