banner
دیتریخ بونهوفر

خطر حماقت

چرا بی تفاوتی جامعه را نابود می کند؟

دیتریش بونهوفر، متفکر آلمانی، حماقت را نه به‌ عنوان فقدان هوش، بلکه به‌عنوان نبود مسئولیت اخلاقی می‌نگریست.از ديد او، یک فرد احمق فقط کسی نیست که نمیتواند مشکلات پیچیده را حل کند، بلکه کسی است که عمدا از آنها اجتناب میکند. چنین فردی به راحتی تسلیم تبلیغات میشود، از مسئولیت پذیری میترسد و ترجیح می دهد از ديگران مانند خودش پیروی کند، حتی اگر منجر به نابودی جامعه شود.

از نظر بونهوفر "حماقت" چیست؟ حماقت فقط فقدان هوش نیست. بسیاری از روشنفکران ممکن است «احمق» باشند به این معنا که از تحلیل آنچه در حال وقوع است سر باز می زنند و مسئولیت اخلاقی را بر عهده نمیگیرند.خطر چنین افرادی به شرح زیر است:

بدی را نمی شناسند. مردم می توانند در پروسه مخرب شرکت کنند بدون اینکه متوجه شوند به چه چیزی منجر میشوند. آن‌ها آماده‌اند تا هرگونه اقدام نظام را در صورتی که آنها را از فکر کردن رها کند، توجیه کنند.

آنها از اقدام می ترسند. حماقت ارتباط نزدیکی با ترس دارد. یک فرد از از دست دادن شغل،موقعیت،امنیت خود می ترسد - و بنابراین سکوت را انتخاب می کند،حتی اگر بفهمد اتفاقی ناعادلانه در حال وقوع است. خودشان را توجیه می کنند. مردم می گویند، "مشکل من نیست"، "من فقط دستورات را دنبال می کنم"، "این به من مربوط نمی

شود." این به آنها اجازه می دهد تا در یک جامعه ناعادلانه بدون احساس گناه زندگی مسالمت آمیز داشته باشند.

حماقت انسان را وابسته به تبلیغات میکند. باور به توضیحات ساده و آماده برای او راحت تر از درک مسائل پیچیده است.

چرا حماقت از بدخواهی خطرناکتر است؟ افراد شرارت پيشه از اعمال خود آگاه هستند. آنها دستکاری میکنند،نقشه میکشند، قدرت به دست می آورند و اهداف شخصی خود را دنبال میکنند. آدم های احمق ابزاری دستشان می شوند. آنها سوال نمی پرسند، فقط دستورات را اجرا می کنند. آنها را نمیتوان با استدلال قانع کرد زیرا نمی خواهند گوش دهند.

بونهوفر نوشته است که مبارزه با افراد شرور آسان تر از احمق ها است. شر را می توان افشا کرد، می توان در برابر آن مقاومت کرد، می توان آن را شکست داد. اما حماقت عملاً شکست ناپذیر است - با امتناع کامل از فکر کردن از خود دفاع میکند.

حماقت چگونه در جامعه شکل میگیرد؟ حماقت ذاتی نیست. او نتیجه محیط و تربیت است. به ویژه در جوامعی که:

مردم یاد نمی گیرند که انتقادی فکر کنند. اگر فردی از طفليت عادت کند که همه تصمیمات برای او گرفته شود، وقتی مشکلی پیش بیاید، سوالی نخواهد پرسید. ترس، آگاهی را سرکوب می کند. وقتی ترس در جامعه حاکم است، مردم ترجیح میدهند که انگشتنشان نشوند، حتی اگر به معنای حمایت از بی عدالتی باشد. اطاعت ارزش دارد نه تفکر. در سیستم‌هایی که انطباق از تفکر مستقل مهم‌تر است، مردم عادت می‌کنند به سادگی از اوامر پیروی کنند. جامعه مملو از اطلاعات است. وقتی اخبار زیادی در اطراف وجود دارد، اکثر مردم از درک آنچه در حال رخ دادن است دست می کشند و فقط به انچه خود فكر ميكنند می پردازند. این در دوران مدرن چگونه خود را نشان می دهد؟ ما همه جا حماقت را می بینیم. مردم از تصمیماتی حمایت میکنند که به خود شان آسیب ميزند. آنها به شعارهای ساده اعتقاد دارند و آماده مبارزه با کسانی هستند که متفاوت فکر می کنند. آنها تجزیه و تحلیل نمی کنند، فقط شنیده ها را تکرار می کنند.

حماقت زمانی خود را نشان می دهد که: مردم به کسانی رای می دهند که آینده شان را نابود میکنند.(كه البته ما و شما شاهد بوديم.)

آنها به تبلیغات اعتماد میکنند حتی زمانی که واقعیت ها خلاف این را می گویند. آنها خشونت را توجیه می کنند زیرا "ضروری" است. آنها از گفتن حقیقت می ترسند، حتی اگر آن را بفهمند.

حماقت خطرناک است زیرا باعث رشد فساد میشود. به دلیل حماقت است که تمدن ها فرو میریزند، جنایات انجام میشود و جنگ ها آغاز می شود. حماقت انسان را بی اراده و بي مسؤولیت می سازد.

بنابراین، بونهوفر معتقد بود که مبارزه با حماقت، مبارزه ای برای آگاهی، شجاعت و تفکر مستقل است. اجازه ندادن حماقت در خود نه تنها یک وظیفه فکری بلکه اخلاقی همگان است.



برگشت به صفحه بیشعوری

برگشت به خانه