آیا صرفاً دریافت اطلاعات خام ما را به فردی آگاهتر یا تصمیمگیرندهای بهتر تبدیل میکند؟ پاسخ در درک سلسلهمراتب معرفت نهفته است که به ترتیب: داده، اطلاعات، دانش و در نهایت خرد است. همانطور که در ویدیو اشاره شد، اطلاعات تنها مجموعهای از گزارههای پراکنده و سازماننیافته است. یک کیسه بزرگ پر از حقایق مختلف که هیچ اولویتبندی یا ارتباط ساختاری با یکدیگر ندارند. تصمیمگیری بر اساس چنین مجموعهای، دقیقا مانند انتخاب تصادفی یک ابزار از یک جعبهابزار بههمریخته است. شاید شانس با شما یار باشد، اما احتمال خطا هم بسیار بالاست.
بنابراین، ارزش واقعی در انباشت دادهها و اطلاعات نیست، بلکه توانایی تبدیل آنها به دانشی کاربردی است. این دانش از چند جهت به ما کمک میکند:
۱. اولویتبندی کنیم: کدام اطلاعات کلیدیتر است و کدامیک حاشیهای؟ (مثل تفاوت بین بررسی سر باتری و تعویض کل استارت ماشین).
۲. الگوها را شناسایی کنیم: چگونه این گزارههای به ظاهر بیربط به یکدیگر متصل میشوند و یک تصویر بزرگتر را شکل میدهند؟
۳. روابط علت و معلولی را درک کنیم: کدام عامل، علت اصلی یک پدیده است و کدامها صرفاً همبستگی دارند؟
۴. اعتبارسنجی کنیم: منبع این اطلاعات چیست؟ آیا قابل اعتماد است؟ چه سوگیریهایی ممکن است در آن نهفته باشد؟
بنابراین میتوان نتیجه گرفت که دانش یک ساختار الگوریتمی و طبقهبندیشده است که میتوان بر مبنای آن اقدام و بهطور موثر مسائل را حل کرد. بدون این مهارت، ما در سطح اطلاعات باقی میمانیم و در مواجهه با مشکلات پیچیده اقتصادی، اجتماعی یا حتی شخصی، تنها به گزارههای پراکندهای چنگ میزنیم که قادر به حل ریشهای مشکلات نیستند.
لینک اینستاگرام دکتر اکبر سلطانی: