در سال ۱۸۵۹، یک نجار آلمانی به نام میکائیل تونت چیزی را درست کرد که به طرز غیرممکنی ساده به نظر میرسید: یک صندلی چوبی. اما صندلی میکائیل تونت شماره ۱۴ تنها یک صندلی نبود — این اولین قطعهای از مبلمان بود که برای تولید انبوه، حمل و نقل به صورت مسطح و دسترسی دموکراتیک طراحی شده بود.
قبل از میکائیل تونت، مبلمان گرانقیمت، دستساز و تنها برای ثروتمندان در دسترس بود. صندلیها سمبل وضعیت سنگینی بودند که نیاز به هنرمندان متبحر داشتند تا هفتهها برای ساخت آنها وقت بگذارند.
میکائیل تونت دیدگاه متفاوتی داشت: صندلیای زیبا که هر کسی بتواند آن را بخرد.
راز او؟ چوب بخار شده.
به جای کندهکاریهای پیچیده یا استفاده از ساخت و ساز سنگین، میکائیل تونت کشف کرد که میتواند چوب بیچ (درخت راش) سخت را با بخار نرم کند و آن را به شکلهای زیبا خم کند. این روند تقریباً جادویی بود — حرارت، رطوبت، فشار و صبر چوب سخت را به فرمهای روان تبدیل میکرد.
صندلی شماره ۱۴ تنها به شش قطعه چوب و ده پیچ نیاز داشت. میتوانست جدا شود، به طور فلت بستهبندی شود (۳۶ صندلی در یک متر مکعب جا میشد) و به هر نقطهای از جهان ارسال شود. وقتی به مقصد میرسید، هر کسی میتوانست آن را در چند دقیقه مونتاژ کند.
این در سال ۱۸۵۹ بود. میکائیل تونت یک قرن قبل از اینکه IKEA وجود داشته باشد، IKEA را اختراع کرده بود.
اما نبوغ او تنها در تولید نبود — بلکه در طراحی خود صندلی بود. این صندلی به اندازهای سبک بود که یک کودک بتواند آن را جابهجا کند، به اندازهای محکم بود که نسلها دوام بیاورد و در سادگیاش زیبا بود. چهار پا. یک نشیمن دایرهای. یک تکیهگاه قوسدار. هیچ چیز اضافی. هیچ چیز مفقود.
صندلی شماره ۱۴ تبدیل به صندلی کافهها در سرتاسر اروپا — وین، پاریس، پراگ — شد. کافههایی را پر کرد که هنرمندان، نویسندگان و انقلابیون در آن تجمع میکردند. احتمالاً فروید در یکی از آنها نشسته بود تا روانکاوی را توسعه دهد. کلیمت در میزهای کافه در میان آنها طراحی میکرد. آنها در هر جا بودند.
تا سال ۱۹۳۰، بیش از ۵۰ میلیون صندلی میکائیل تونت شماره ۱۴ تولید شد. این صندلی به موفقترین صندلی تاریخ تبدیل شد — نه به خاطر لوکس بودن، بلکه به خاطر اینکه برای هدف خود کامل و برای همه در دسترس بود.
دنیای طراحی متوجه شد. این صندلی در موزه هنرهای مدرن قرار گرفت. لو کربوزیه آن را "شکل کامل" نامید. طراحان آن را به عنوان نمونهای نهایی از «شکل پِیرُو عملکرد» مطالعه کردند.
اما میراث واقعی در موزهها نیست.
این در هر کافه، (رستورانهای محلی) trattoria و آشپزخانه مادربزرگ است که این صندلیها هنوز هم بعد از ۱۶۵ سال نشستهاند. هنوز هم ساخته میشوند. هنوز هم استفاده میشوند. هنوز هم مکانی برای استراحت فراهم میکنند.
صندلی میکائیل تونت شماره ۱۴ چیزی انقلابی را ثابت کرد: طراحی عالی نیازی به هزینه بالا یا انحصاری بودن ندارد. فقط باید یک مشکل را به طرز زیبا حل کند.
یک مرد با بخار، چوب و یک ایده مبلمان را دموکراتیزه کرد. او زیبایی را در دسترس قرار داد. او ثابت کرد که تولید انبوه میتواند اشیایی با ارزش پایدار ایجاد کند، نه تنها آشغالهای دور ریختنی.
و در این کار، او نحوه تفکر ما در مورد طراحی را تغییر داد.
بار دیگر که در یک کافه روی یک صندلی چوبی ساده با پایهای خمیده نشستهاید، با دقت نگاه کنید. ممکن است بر روی ۱۶۵ سال تاریخ طراحی نشسته باشید — انقلابی که به شکل مکانی برای قرار دادن قهوهتان پنهان شده است.
