چرا اورانیوم رو غنی میکنن؟ اصلاً اورانیوم غنیشده به چه دردی میخوره؟
توی این ویدیو خیلی خلاصه و ساده همه چیز رو درباره غنیسازی اورانیوم توضیح دادیم؛ از درصدهای مختلف و کاربردهاش تا مقدار موردنیاز برای ساخت بمب یا تولید برق!
شناخت کامل غنی سازی اورانیوم
پس بازتاب نور
@dayi_diego
کربن ۱۴ چیست
در فیزیک، مفهوم نسبی حرکت به ما میگوید که هیچ حرکتی بهطور مطلق وجود ندارد و همیشه باید نسبت به یک ناظر یا چارچوب مرجع سنجیده شود.حرکت همیشه نسبی است و به ناظر بستگی دارد.در واقع هیچ جسمی به طور مطلق در حال حرکت يا سکون نیست؛ همه چیز به مرجع یا نقطه ای که نسبت به آن اندازه گیری میشود بستگی دارد.در این ویدیو، یک دوچرخهسوار روی قطاری که در حال حرکت است رکاب میزند، اما در جهت مخالف حرکت قطار. ما به عنوان ناظر ثابت ایستادهایم و چیزی شگفتانگیز میبینیم: دوچرخهسوار انگار هیچ حرکتی ندارد! چرا؟ چون سرعت حرکت او در خلاف جهت قطار، دقیقاً با سرعت حرکت قطار برابر است. نتیجه این میشود که از دید ما دوچرخهسوار بیحرکت به نظر میرسد، اما برای ناظری روی قطار، او در حال حرکت است.
1. حرکت دوچرخهسوار نسبت به قطار: وقتی میگوییم دوچرخهسوار نسبت به قطار در حال حرکت است، منظور این است که ناظری که داخل یا کنار قطار قرار دارد، حرکت دوچرخهسوار را مشاهده میکند.
2. حرکت دوچرخهسوار نسبت به آمبولانس و ماشینها: اگر گفته شود دوچرخهسوار نسبت به آمبولانس حرکتی ندارد، یعنی دوچرخهسوار و آمبولانس هر دو با سرعت و در جهت یکسان حرکت میکنند و برای ناظری که روی آمبولانس است، دوچرخهسوار ثابت به نظر میرسد. این مثال به زیبایی نشان میدهد که حرکت همیشه به ناظر و چارچوب مرجع بستگی دارد و چیزی به نام حرکت مطلق وجود ندارد.ت
مطلق وجود ندارد.
نمایش انواع انعکاس نور
وقتی جسمی از یک سطح شیبدار مستقیم (فقط با گرانش) پایین میرود، مسافت کمتری را طی میکند و به آرامی سرعت میگیرد. اما منحنی براکیستوکرون با شیب تند شروع میشود و به گرانش اجازه میدهد سرعت زیادی به جسم بدهد. سپس، مسطح میشود و اجازه میدهد آن سرعت، جسم را بیشتر حمل کند. نتیجه؟ سریعتر به نقطه پایان میرسد، حتی اگر مسیر طولانیتر باشد. این یک مثال زیبا از فیزیک است که زمان را بهینه میکند، نه مسافت. منحنی که این مشکل را حل میکند (براکیستوکرون) همان مسیری است که توسط یک نقطه روی لبه یک چرخ غلتان ترسیم میشود. آن شکل سیکلوئید نامیده میشود. چالش یافتن سریعترین مسیر در سال ۱۶۹۶ توسط یوهان برنولی به عنوان یک مسابقه ریاضی مطرح شد. او پرسید: “منحنی که یک مهره در کوتاهترین زمان تحت گرانش از یک نقطه به نقطه دیگر سقوط میکند، چیست؟” این مسئله به یک مسئله افسانهای تبدیل شد و توجه لایبنیتس، لوپیتال و حتی ایزاک نیوتن را به خود جلب کرد، که طبق گزارشها، او پس از یک روز طولانی کاری، آن را در یک شب حل کرد. راه حل خود برنولی از قانون اسنل و ایدههای اولیه حساب تغییرات، شاخهای از ریاضیات که به بهینهسازی کل توابع و مسیرها مربوط میشود، استفاده کرد. این راه حل در تمام طول مسیر، مانند نوری است که مسیر کمترین کنش را دنبال میکند.
اینشتین درست میگفت. با دقت به این نگاه کنید. ذهن تا زمانی که واقعیت آشکار شود، ترفندهایی به کار میبرد.
و حتی آن زمان هم عجیب به نظر میرسد. وقتی نگاه میکنید، فکر میکنید اینها در حال تشکیل دایره هستند.
اما حقیقت این است که همهٔ توپهای سفید فقط در خطهای مستقیم در عرض صفحه قرار دارند.
پاندول یا آونگ
روشهای شگفتانگیزی را بررسی کنید که در آنها انرژی جنبشیِ نوسانی مبادله میشود؛ زمانی که میدانهای مغناطیسیِ دافعه اجازه میدهند جرمهایی که به فنرها متصلاند با یکدیگر برهمکنش داشته باشند. در اینجا سه فنرِ وزنهدار در حرکتی آشوبناک «میرقصند» در حالی که انرژی جنبشی را میان خود مبادله میکنند.