مریم میرزاخانی (۲۲ اردیبهشت ۱۳۵۶ – ۲۳ تیر ۱۳۹۶) نابغه ریاضی و استاد دانشگاه استانفورد که متاسفانه در اثر سرطان فوت شد. وی برنده مدال فیلدز شد که بالاترین جایزه در ریاضیات است. او نخستین زن و ایرانی برندهٔ مدال فیلدز است.
این زن دارای بالاترین آیکیو ثبتشده در تاریخ است: عددی شگفتانگیز برابر با ۲۲۸. بسیار فراتر از اینشتین (۱۶۰ تا ۱۹۰)، هاوکینگ (۱۶۰) و ماسک (۱۵۵). با این حال، با وجود نبوغش، بهخاطر پاسخش به یک مسئله ظاهراً ساده مورد تمسخر قرار گرفت.اما او چیزی را دید که هیچکس دیگری نمیدید.داستان او اینجاست:
مرلین وُس ساوَنت اصلاً شبیه یک کودک معمولی نبود. او تا سن ۱۰ سالگی:• کتابهای کاملی را از بر کرده بود• هر ۲۴ جلد دانشنامه بریتانیکا را خوانده بود• به بالاترین آیکیوی ثبتشده یعنی ۲۲۸ دست یافته بودبه نظر میرسید برای زندگیای سرشار از نبوغ مقدر شده است.اما واقعیت مسیر دیگری را پیش گرفت.
مرلین وُس ساوَنت روزی گفت: «هیچکس خیلی به من توجهی نمیکرد—بیشتر به این خاطر که دختر بودم. و من هم آن را پذیرفتم.»او به یک مدرسه دولتی معمولی رفت، پس از دو سال دانشگاه واشینگتن را ترک کرد تا به اداره کسبوکار والدینش کمک کند، و به نظر میرسید که destined for an ordinary life: سرنوشتی عادی در انتظارش است.
اما در سال ۱۹۸۵، همه چیز تغییر کرد.کتاب رکوردهای گینس او را بهعنوان دارنده «بالاترین آیکیو» ثبتشده معرفی کرد: ۲۲۸.ناگهان مرلین در مرکز توجه قرار گرفت:• روی جلد مجله نیویورک و مجله پرِید ظاهر شد• مهمان برنامه لِیت نایت با دیوید لترمن شداما او نمیتوانست پیشبینی کند که چه چیزی در پیش است.
اوجگیری و پرسشمرلین به مجله پرِید پیوست تا ستون مشهور «از مرلین بپرسید» را بنویسد—رویایی برای کسی که به نویسندگی علاقه داشت.اما این رویا در سپتامبر ۱۹۹۰ با یک پرسش به کابوس بدل شد.
مسئله مونتی هالاین مسئله که نامش را از مونتی هال، مجری برنامه «معامله میکنیم یا نه» گرفته، به این شکل مطرح شد:شما در یک مسابقه تلویزیونی هستید.سه در وجود دارد.• پشت ۱ در یک خودرو پنهان شده است.• پشت ۲ در دیگر بُز قرار دارد.شما یکی از درها را انتخاب میکنید. مجری یکی از درهای دیگر را باز میکند و یک بز را نشان میدهد.آیا باید در خود را عوض کنید؟پاسخ مرلین: «بله، باید عوض کنید.»
واکنشها کوبنده بود. او بیش از ۱۰هزار نامه دریافت کرد، از جمله نزدیک به هزار نامه از دارندگان دکتری که اصرار داشتند او اشتباه کرده است:• «تو خودِ بُزی!»• «قضیه را خراب کردی، آن هم بد جوری!»• «شاید زنها جورِ دیگری به مسائل ریاضی نگاه میکنند تا مردها.»
اما آیا او اشتباه میکرد؟
ریاضیِ پشتِ پاسخدو حالت ممکن را در نظر بگیرید:شما ماشین را انتخاب میکنید (با احتمال ۱/۳):• اگر عوض کنید، میبازید.شما بز را انتخاب میکنید (با احتمال ۲/۳):• مونتی بز دیگر را نشان میدهد.• اگر عوض کنید، میبرید.عوض کردن به شما شانس ۲/۳ برای بردن میدهد.سرانجام پاسخ او درست از آب درآمد.
اعاده حیثیتMIT شبیهسازیهای کامپیوتری انجام داد که منطق او را تأیید کرد.برنامه MythBusters هم آن را آزمایش کرد و به همان نتیجه رسید.برخی دانشگاهیان حتی عذرخواهی کردند.
پس چرا خیلیها حقیقت را ندیدند؟
دلایلی که مردم اشتباه کردند• آنها سناریو را «ریست» کردند، به جای اینکه تغییر احتمالها را بشناسند.• سادگیِ سه در، ریاضی زیرساختی را پنهان کرد.• بسیاری فرض کردند هر یک از دو درِ باقیمانده ۵۰٪ شانس دارد.
دیدگاه مرلینمرلین سیستم آموزش اجباری را مقصر میدانست که تفکر مستقل را دلسرد میکند. او استدلال میکرد که این سیستم:• یادگیرندگان منفعل میسازد• کاوشگری را خفه میکند• تفکر انتقادی را تضعیف میکند
موهبتی آمیخته با رنجمرلین اعتراف میکند که هوشش اغلب حس انزوا میآورد—وقتی به پاسخ نیاز دارد، کسی نیست که به او رجوع کند.با این حال، او هوش خود را نعمت میداند، نه نفرین.
